دانستنی ها
وبلاگی برای تمامی سنین
درباره وبلاگ


با سلام خدمت عزیزانی که این وبلاگ را مورد بازدید قرار دادند. لازم به ذکر است که تمامی مطالب این وبلاگ متعلق به تیم دانستنیها است و استفاده از آن به شرط ذکر منبع مانعی ندارد. با تشکر!!!
مدیر وبلاگ:
احسان آخرت دوست

مدیر وبلاگ : آتنا آخرت دوست
نظرسنجی
بزرگترین دانشمند ایرانی از نظر شما؟










یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : آتنا آخرت دوست
پس از حمله مغول و تیمور، بسیارى از ایرانیان كه قدرت و امكان مالى داشتند، براى رهایى از مظالم فرمانروایان ، راه مهاجرت در پیش گرفتند و در مناطقى كه امنیت نسبى وجود داشت ، رحل اقامت افكندند و چنانكه در ولایت دكن واقع در سرزمین هند، ایرانیان مهاجر به قدرى زیاد بودند كه به قول نویسنده ى تاریخ فرشته : در برخى از بلاد نظیر احمد آباد، اگر یك ایرانى وارد مى شد، گمان مى كرد به یكى از شهرهاى ایران قدم نهاده است . غیر از این دسته ، جماعتى از ایرانیان براى آن كه گلیم خود را از آب بیرون كشند، یا با ستمگران هم داستان شده و به صورت عمال ظلم و ستم در مى آمدند و یا خود تسلیم ظلم و ستم گردیده و در مقابل مظالم ، مهاجمان دم فرو مى بستند. غیر از این دو گروه ، عده كثیرى از مردم براى تحصیل امنیت و رهایى از قید ستمگران ، در جرگه اهل تصرف وارد مى شدند، تا در پناه قدرت خانقاه و شیخ م مرشد خود، از بیدادگرى عمال مغول و تركان تیمورى ، در امان باشند پادشاهان و سران مغول و تركان تازه مسلمان ، نسبت به روحانیون و به خصوص نسبت به خاندان صفوى ، اظهار ارادت مى كردند و به كسانى كه در حلقه ى ارادت این خاندان وارد مى شدند، ظلم و بیدادگرى روا نمى داشتند. والتر هیتس ، در كتاب تشكیل دولت ملى در ایران مى نویسد:
هنگامى كه تیمور لنگ در سال (5 - 804 ه .ق .) از لشكركشى پیروزمندانه ى خود در آسیاى صغیر و جنگ با بایزید سلطان عثمانى بازگشت در اردبیل به زاویه (317) خواجه على رفت و او را ملاقات كرد وى دستور داد اردبیل و كلیه ى دهات و قصبات و اراضى متعلق به آن را به عنوان وقف به خاندان صفوى منتقل كرده و خانقاه او حتى براى خطرناك ترین جنایتكاران بست باشد بدین ترتیب این مكان در طول قرون متمادى خصلت (بست ) بودن خود را حفظ كرد (318). در نتیجه ى این احوال ، توجه مردم به مشایخ و پیشوایان صفوى رو به فزونى نهاد تا جایى كه مردم گروه به گروه ، به خانقاه آنان سر مى سپردند نویسنده صفوه الصفاء، داستان ورود شیخ صفى الدین به حدود گرم رودررو و ولایت ارومیه را چنین مى نویسد:
جمیعت به قدرى در كوه و صحرا موج مى زد كه شیخ ناگزیر به پشت بام خانه رفت ، گروهى از امیران و سركردگان سپاه دولتى مى كوشیدند مردم را از هجوم مانع آیند، و موفق نمى شدند، عاقبت از پشت بام ریسمان هایى به دست گرفت یك سر ریسمان از طرف شیخ و جمعیت نزدیكانش كه روى پشت بام در اطراف وى بودند گرفته شده بود و سر دیگر ریسمان ها را پایین انداخته بودند و گروه مردم آن را مى گرفتند و ریسمان به ریسمان مى بستند، به طورى كه هر رشته از ریسمان ها در دست دو به سه هزار نفر بود و بدین طریق ، با شیخ بیعت و توبه و تلقین دریافت مى كردند و شیخ وقتى كلمات توبه را مى خواند، برخى از خلفاى وى مابین دریاى جمعیت آن كلمات را تكرار مى كردند تا مردم بتوانند به زبان ادا كنند. (319)
هنگام وفات شیخ صفى الدین ، اكثر مردم آذربایجان و قفقاز، از معتقدان شیخ بودند، شواهد نشان مى دهد كه از اهالى ، لااقل نود درصد مردم ، خود را هواخواه و جان فشان شیخ مى شمردند.
به علاوه در بغداد، سوریه ، فلسطین ، و در تركستان شرقى نیز مابین مسلمانان ، دستجاتى خود را صوفى صفوى مى دانستند و داراى خانقاه و خلیفه و مسند ارشاد بودند بعد از شیخ صفى الدین ، نفوذ خانقاه وى توسعه یافت ، فراوانى مهمانان و تعداد عظیم ایشان چنان بود كه هنگام ناهار و شام طبل مى كوفتند، تا گروه صوفیان و چله نشینان و مهمانان ، هر كدام بر سر سفره ى معلوم و مشخص خود حضور یابند پس اگر مى بینیم كه شاه اسماعیل ، جوان سیزده ساله به آسانى موفق مى شود تاج شاهى ایران را بر سر نهد، باید متوجه این نكته باشیم كه از دویست سال پیش ، زمینه این كار شگرفت به تدریج فراهم آمده بود ناگفته نماند، پس از آن كه شیخ صفى الدین به محضر شیخ زاهد گیلانى راه یافت ، به حدى در نظر پیر و استاد خود معین گردید كه شیخ زاهد با داشتن فرزندان صالح ، شیخ صفى الدین را به جانشینى خود برگزید پیرزاده زاهدى ، در سلسله النسب صفویه ، در این باره مى نویسد:
شیخ جمال الدین نام رحمه الله علیه كه در ایام حضرت شیخ به سن شیخوخیت رسید و ریش سفید بود چنان چه بعضى كوته نظران را دایه آن بد كه شیخ زاهد قدس سره ، او را جانشین خود نماید و غافل از این معنى بودند كه پدر - فرزندى را، در آن دخلى نیست و به موجب آیه قرآن كریم وافى هدایه ان الله بامران نود الامانات الى اهلها او جامه اى است كه در روز ازل بر قامت قابلیت مبارك حضرت شیخ صفى الدین قدس سره ، دوخته شده و این مشعل هدایت در درگاه او افروخته بود (320).
این مرد عارف و سیاستمدار، چنان كه دیدیم ، نه تنها توجه توده ى مردم ، بلكه نظر عنایت و احترام سلاطین و امراى آن دوران را به خود جلب كرد. شیخ صفى الدین ، از سر عقل و كیاست به پیروان خود دستور داد كه طریقت را، با احكام شریعت ، توام گردانند و در حفظ ظاهر احكام شرع به كوشند، تا از تكفیر فقهاى ظاهربین در امان باشند. خانقاه صفویه پس از شیخ صفى الدین ، در دوران زندگانى فرزندش ، شیخ صدر الدین موسى ، هم چنان مورد توجه عامه ى مردم و امراى زمان بود.

نفوذ معنوى خاندان صفوى

از فرمانى كه احمد جلایر، به شیخ صدر الدین موسى ، (704 - 794 ه .ق .) پسر شیخ صفى الدین اردبیلى ، جد سلاطین صفوى نوشته است ، مى توان به نفوذ معنوى این خاندان پى برد.
پس از آن كه صدرالدین موسى درگذشت ، پیشوایى صوفیان به فرزندش ، خواجه على ، رسید. این مرد، همان كسى است كه امیر تیمور گوركانى به خدمت وى رسید و از وى همت طلبید، و شیخ خواجه على ، به دست خود شمشیرى به كمر امیر تیمور مى بندد. بعد از وفات شیخ خواجه على ، شیخ ابراهیم به اردبیل آمد.
و در عصر او، خانقاه اردبیل بار دیگر رونقى به سزا یافت و فعالیت تبلیغاتى خلفا و داعاین صفوى ، فزونى گرفت .
چون شیخ ابراهیم درگذشت ، فرزند او سلطان جنید بر مسند ارشاد نشست (321). در عصر او، اقبال و توجه مردم به خانقاه شیخ افزایش یافت ، تا جایى كه میرزا جهانشاه قراقویونلو، بر سلطنت خویش بیمناك شد و گاه با كتابت و زمانى با صراحت ، از شیخ مى خواست كه از كشور او، رخت بربند و مدتى به سیر و سیاحت پردازد شیخ ، سرانجام تقاضاى او را پذیرفت و با یاران خود به جانب دیار بكر، روان شد. امیرحسن بیك آق قویونلو، مقدم شیخ را گرامى داشت و همشیره خود خدیجه بیگم را به عقد و ازدواج سلطان جنید درآورد پس از چندى جنید بار دیگر راه اردبیل پیش گرفت . این سفر بیش از پیش سوء ظن جهان شاه را برانگیخت تو درصدد برآمد به هر وسیله ى ممكن ، به مبارزه با شیخ برخیزد بالاخره شیخ ، ناگزیر به قصد جهاد به جانب قفقاز رفت . در این موقع ، جهانشاه ضمن نامه اى از سلطان خلیل شیروان شاه خواست كه به جنگ با شیخ اقدام كند. در جریان این نبرد، سلطان جنید با دلاورى هایى كه از خود بروز داد در سال 860 ه .ق . كشته شد. پس از سلطان جنید، سلطان حیدر (كه مادرش ، خدیجه بیگم همشیره اوزون حسین آق قویونلو) با این كه كودك بود مورد مهر و محبت امیرحسن و مریدان پدر قرار گرفت .
شیخ حیدر، همواره درصدد بود تا مقاصدى را كه شیخ جنید نتوانست عملى سازد، تحقق بخشد. او در صدد بود انتقام پدر خود را از شیروان شاه بگیرد وى ، سراسر سال ، هم خود را وقف تسلیح پیروان خود كرد. هم چنین ، لباس متحدالشكلى كه حیدر، براى پیروان طریقت خود معین كرده بود، از استعداد او در كار تشكیلات دادن حكایت مى كند. نخستین اقدامات او، لشكركشى به سرزمین شیروان بود كه توانست در سال 1483 م . غنایمى را با خود به اردبیل بیاورد و بین اهالى تقسیم نماید. از آن جمله ، كنیزان و غلامان زیباروى چركسى را باید یاد كرد.
شیخ حیدر، با تشكیل ارتشى قوى ، به مثابه نیرویى با اهمیت در مقابل قدرت آق قویونلو، تجلى نموده بود، كه آخر الامر، در نبرد طبرستان ، در دامنه ى كوه البرز نزدیك روستاى ، در تبت در سال 1488 م . كشته شد. پس ‍ از شكست و قتل او به فرمان سلطان یعقوب آق قویونلو، سرش را در كوچه هاى تبریز گرداندند و سپس بدار كشیدند (322).
لازم به تذكر است كه ، معلوم نیست چرخش این خاندان از شافعیت به تشیع ، دقیقا از چه زمانى شروع شده ، فقط در زمان حیدر است كه مى بینیم وى با حرارتى بیش تر و نیرویى افزون تر، پا بر جاى پدر گذاشته و براى جلب مریدان بیش تر و فداكارتر، دست به ایجاد مذهبى زد كه (مذهب حیدریه ) نام گرفته است . اساس این مذهب بر تشیع تعصب آمیز و دشمنى فراوان ، با اهل تسنن قرار گرفته بود (323)
سلطان حیدر، كه خواهرزاده ى اوزون حسن بود، دختر خاله ى دائى اش را به زنى گرفت و از او سه پسر یافت به اسامى : سلطانعلى ، ابراهیم و اسماعیل .
شاه اسماعیل ، از جانب پدر، نواده ى شیخ صفى الدین اردبیلى - روحانى و صوفى بزرگ و از جانب مادر، نوه ى اوزن حسن آق قویونلو بود.وقتى پدرش شیخ حیدر - رهبر شیعیان - در سال 1488 م . به دستور سلطان یعقوب آق قویونلو و به دست فرخ یسار، پادشاه محلى شیروان كشته شد، وى یك سال بیش تر نداشت و چون خواهرزاده ى سلطان یعقوب به شمار مى رفت ، لذا، فرخ یسار، از ریختن خون وى و برادرانش صرفنظر كرد و آنان را به استخر فارس تبعید نمود. در نتیجه ى هرج و مرجى كه متعاقب درگذشت سلطان یعقوب به وجود آمد، قلمرو سلطنت آق قویونلو، میان الوند بیك و سلطان مراد، تقسیم شد. در این هنگام ، اسماعیل و برادرانش ، مخفیانه از تبعیدگاه خود به گیلان رفتند. مدتى در لاهیجان ، نزد حكمران آن شهر كه متمایل به مذهب شیعه بود، به سر بردند. در آن جا، به تدریج عده اى از شیعیان به دورشان جمع شدند. در ماه اوت 1499 م . اسماعیل با عده اى از پیروان خود عازم زیارت آرامگاه جدش شیخ صفى ، در اردبیل گردید (324).
حاكم اردبیل ، از هجوم شیعیان آسیاى سغیر و شام و قفقاز كه هر روز تعدادشان افزایش مى یافت بیمناك شده و اسماعیل و پیروانش را از آن شهر بیرون كرد.
اسماعیل ناچار در راس پیروان و مریدان خود، به طرف آستارا و طالش ‍ رفت و در شهر كوچكى به نام ارجوان ، اقامت نمود. وى كه در این موقع 13 سال داشت ، با مساعدت نه قبیله (325) ترك تبار: استاجلو، شاملو، تكاملو، روملو، ورساق ، ذوالقدر، افشار، قاجار و صوفیان قراباغ - كه با او دست بیعت داده بودند در تابستان سال 1500 م . در این شهر، ارتشى به نام قزلباش ، تاسیس و دعوى استقلال نمود به محض خبر قیام اسماعیل میرزا، مریدان بیش ترى از سوریه ، دیاربكر، سیواس به او پیوستند. در سال 1501 م . وى توانست به كمك قزلباش ، فرخ یسار، پادشاه شیروان را در نزدیكى قریه گلستان ، شكست دهد. اسماعیل پس از تصرف شماخى ، باكو و ایروان به جانب آذربایجان رهسپار شد.
الوندبیك ، آق قویونلو، حكمران آذربایجان كه قصد مقابله با وى داشت ، در سال 1502 م . در محلى به نام شرور واقع در حوالى نخجوان ، شكست خورد و به خاك عثمانى پناهنده گردید.
اسماعیل ، فاتحانه وارد تبریز شد. به نام ابوالمظفر شاه اسماعیل الهادى ، تاج گذارى نمود.

تشكیل دولت صفویه

قبل از روى كار آمدن صفویه ، ایران ، داراى یك حكومت ملى و یك واحد سیاسى یك پارچه ، نبود ظهور صفویه در قرن 16 م . و قرن 10 ه .ق . نشانه ى آغاز دوران جدید تاریخ ایران است . زیرا؛ تا قبل از آن ، در مازندران ، حدود ده سلسله محلى حكومت مى نمودند، در گیلان ، و در ناحیه لاهیجان ، (بیه پیش ) و رشت ، (بیه پس ) و طالش ، از سه حكومت محلى تشكیل شده بودند؛ در ارمنستان و آذربایجان ، الوند میرزاى آق قویونلو، در عراق عجم ، مراد آق قویونلو، حاكم بودند. و هم چنین دیگر نواحى جنوبى ایران مانند: عراق عرب ، فارس ، یزد و كرمان اگرچه به دست حكام آق قویونلو اداره مى شدند، اما عملا حكومتى مستقل داشتند. سیستان نیز امیر مستقلى داشت ؛ و بالاخره در خوزستان نیز خاندان مشعشع حكم فرمایى مى نمودند.
شاه اسماعیل ، توانست بسیارى از دولت هاى محلى را از قدرت براندازد و تنها حكومت هایى توانستند با تایید شاهان صفوى ، به موجودیت خویش ‍ ادامه دهند، كه رنگ مذهبى داشته و حكام آن ، از زمره سادات بودند (326). به این لحاظ، اساس وحدت ملى را بر پایه محكم مذهب بنا گذارد و سراسر كشور ایران را تحت یك حكومت درآورد و در ضمن ، با رسمى نمودن مذهب تشیع ، همه ى مردم ایران را با یكدیگر متحد و متفق ننمود و آنان را بر آن داشت ، كه دیگر زیر بار اقوام مسلمان كشورهاى همسایه ، مخصوصا دولت عثمانى ، نروند یكى دیگر از آثار سیاسى سلسله صفوى آن بود كه توانست در مجمع ملل اروپایى وارد شود و با آنان روابط سیاسى برقرار كند.
سیاست مذهبى صفوى را مى توان نسبت به نوساناتى كه در طور عصر صفوى طى كرده است به سه دوره تقسیم نمود:
1 - دوره ى شروع ، عهدى كه با سیاست خاص مذهبى شاه اسماعیل اول آغاز و به همراه خود، برخى نوآورى ها را به كمك قزلباشان و در راس آن ، مقام مذهبى اسماعیل اول برقرار نمود.
2 - دوره ى اوج ، عهدى كه مذهب و روحانیون مذهبى ، از اقتدارى خاص ‍ كه شاه اسماعیل ، بدعت گذار آن بود برخوردار مى شوند و در طول سلطنت شاه طهماسب ، استمرار مى یابد و سنواتى از عصر شاه عباس اول ، را نیز در بر مى گیرد.
3 - دوره ى افول ، عهدى كه از اواسط سلطنت شاه عباس اول شروع شد كه حذف مقامات آنان و نیز دگرگونى تشكیلات نظامى صفوى را، در پى داشت . به طورى كه در عهد شاه سلیمان ، صوفیان و روحانیون به استثناى دوره كوتاهى ، به كارهاى برتر گمارده نمى شوند و مذهب و مذهبیون ، از ارج كمترى برخوردار مى باشند و كارهاى بى ارزش حتى مشاغلى مانند: نسقچى گرى و مهترى ، به آنان واگذار مى شد.
ولى به طور كلى ، چند عامل در هر سه دوره : تاثیر به سزایى داشت كه عبارت بودند از:
عامل یكم - زمینه مذهبى خاندان صفوى . زیرا این زمینه ، ابتدا پشتوانه اى براى ابداعات و اقدامات اسماعیل اول ، در جهت تعقیب و نوآورى هاى وى بود. به طور كلى ، تشیع در طول دوران گذشته ، زمینه ساز بسیارى از نهضت هاى رهایى بخش و واكنشى ، علیه حكام و مذهب رسمى آنان و مورد توجه توده ى محروم بود.
عامل دوم - جلوگیرى از پیشرفت عثمانیان و ازبكان سنى مذهب و غرب و و شرق ایران بود كه در تمام دوره صفوى به چشم مى خورد. براى سیاست مذهبى صفوى در جهت جلوگیرى از نفوذ عثمانیان باید اهمیت فوق العاده اى قایل شد، زیرا؛ همین سیاست بود كه سرانجام باعث تغیر سیاست دولت عثمانى گردید و اركان قدرت این امپراتورى را، متزلزل ساخت و اروپاییان را به علت توجه دولت عثمانى ، به مرزهاى شرقى اش و متمركز ساختن سپاهیانش در این قسمت ، آسوده خاطر گذاشت تو به همین سبب نیز از سرعت پیشرفت اسلام ، در اروپا كاسته شد.
عامل سوم - وحدت سیاسى در كشور و وجود قدرت هاى محلى ، كه تا عهد شاه عباس اول ، وجود داشت و در عهد وى كاهش چشمگیرى یافت و در اواخر حكومت صفوى مجددا پایدار گشت .
پس از استیلاى تركان عثمانى بر قسطنطنیه ، راه تجارت اروپا با مشرق زمین به كلى بسته شد و رشته ارتباط اروپاییان ، با كشورهاى آسیایى قطع گردید. اما اروپاییان ، كه به كالاهاى آسیایى احتیاج داشتند، درصدد برآمدند براى رسیدن به ایران ، هندوستان و چین راه دیگرى پیدا كنند. در این زمان ، دولت هاى اسپانیا و پرتقال ، از بزرگ ترین دول مستعمراتى جهان به شمار مى آمدند، دریانورد شان ، جزایر و سرزمین هاى مجهول را با نام پادشاهان خود، تصرف مى نمودند و چون در این امر رقابت به وجود آمد، ایجاد درگیرى بین آنان در حال تكوین بود. در سال 1493 م . پاپ الكساندر ششم بورژیا، فرمانى صادر نمود كه به موجب آن ، كره زمین از نصف النهار 46 درجه غربى ، به دو قسمت منقسم شد. نیمكره غربى ، (به استثناى برزیل )، متعلق به پادشاه اسپانیا، و نیمكره شرقى ، متعلق به پادشاه پرتقال شناخته شد. این فرمان پاپ ، با انعقاد عهدنامه توردوسیلاس ، بین دو دولت اسپانیا و پرتقال در 18 ژوئن 1494 م . جنبه سیاسى و رسمى یافت . از این تاریخ ، دولت پرتقال ، كه خود را مالك الرقاب نیمكره شرقى مى دانست ، به منظور توسعه دامنه ى متصرفات خود در پیدا كردن راه دریایى در آسیا پیشقدم شد. در سال 1497 م . به فرمان مانوئل اول ، مشهور به خوشبخت ، پادشاه پرتقال (1495 - 1521 م .) واسكودوگاما، - دریاسالار پرتقالى - از دماغه ى امیدنیك ، در جنوب افریقا عبور كرده و به سواحل غربى هندوستان رسید و راه ایجاد مستعمرات را در هند و سایر نقاط آسیا، براى هموطنانش باز نمود.
پرتقالى ها، پس از استقرار در بندر گوا، در ساحل غربى هندوستان شروع به دست اندازى به نواحى اطراف نمودند. در تابستان 1507 م . دریاسالار پرتقالى آلفونسو آلبوكرك ، با ناوگانى مركب از شش كشتى جنگى ، روانه ى خلیج فارس شد. و ابتدا مسقط و شهرهاى ساحلى عمان ، را تصرف نمود و آتش زد. سپس جزیره هرمز، واقع در دماغه خلیج فارس و بندر گمبرون ، واقع در ساحل جنوبى ایران را اشغال كرد و راه سیادت پرتقالى ها را بر ناحیه خلیج هموار نمود.
از جانب دیگر، طوایف ازبك و تركمن ، مرتبا خراسان را مورد تجاوز و غارت قرار مى دادند و چون با هیچ گونه مقاومتى روبرو نمى شدند، در حملات خود جسورتر مى گردیدند. بدین ترتیب در آغاز قرن شانزدهم میلادى استقلال ایران ، از سه طرف در معرض خطر نابودى از جانب بیگانگان بود.
شاه اسماعیل ، براى آن كه لشكركشى او به نواحى مزبور، باعث نگرانى ترك ها و مصریان نشود، سفیرى به نام قلى بیك را به دربار سلطان بایزید دوم و سفیر دیرگى به نام ذكربابیك را نزد سلطان مصر، فرستاد و به آنان اطمینان داد كه این لشكركشى ، براى امنیت سرحدات ایران ضرورى است و در دوستى آنان هیچ خللى وارد نخواهد نمود.
شاه اسماعیل ، در سال 1507 م . علاء الدوله را در محلى به نام البستان ، شكست داد و توانست قلمرو او و اماكن مقدسه ، كربلا و نجف را ضمیمه ایران نماید.
حركت بعدى شاه اسماعیل ، حمله به بغداد بود. در این زمان امیر مبارك ، از جانب سلطان مراد آق قویونلو، در بغداد حكومت مى كرد كه در مقابل سپاهیان شاه اسماعیل ، تسلیم گردید و سراسر میان رودان بین النهرین در سال 1509 م . به تصرف ایرانیان درآمد و مذهب شیعه ، در عراق عرب نیز مذهب رسمى اعلام گردید.
سپس شاه اسماعیل ، به ناحیه خوزستان آمد و شیخیان على اللهى هویزه ، را به شدت تنبیه كرد و رهبر آنان را به قتل رساند. سپس لرستان فارس را تحت اطاعت درآورد و از آن جا به شیروان رفت و پس از تصرف شیروان (دربند) جسد پدرش حیدر، را به اردبیل انتقال داد و طى مراسمى در آرامگاه شیخ صفى ، به خاك سپرد (327).
درگذشت سلطان حسین بایقرا، آخرین پادشاه تیمورى كه بر هرات و قسمتى از خراسان ، سلطنت مى كرد باعث شد كه شاه اسماعیل ، به آسانى آن جا را ضمیمه خاك خود نماید.
بدین ترتیب ، شاه اسماعیل ، پس از 13 سال جنگ و ستیز توانست وحدت ملى و تمامیت ارضى ایران را تامین و میان كشورهاى سنتى مذهب عثمانى ، تركستان و هند، سد محكمى ایجاد نماید (328).
شاه اسماعیل و جانشینانش ، با اجراى این سیاست ، توانستند اولا: ملت را به وحدت یگانگى رهبرى نموده ؛ ثانیا: با ایجاد مركز مقاومتى در برابر تكران عثمانى ، نظر مهر و محبت اروپاییان را كه دشمن ترك ها بودند، بسوى خود جلب نماید و به تدریج ، باب روابط سیاسى و بازرگانى را با آنان مفتوح سازند - این دو اصل ، بنیاد سیاست خارجى صفویه را طى دو قرن تشكیل مى داد. ثالثا: با توسعه و رشد بازرگانى ، صنایع و هنرها، دولت صفوى به طور عمده و با استفاده از تغییر عمده اى كه در آخر قرن 15 م . در موازنه تجارت جهانى روى داد، به رونق بى نظیرى دست یافت .
تقریبا مدت دو قرن و نیم قبل از آغاز قرن 16 م . قدرت برتر تجارى ، در كرانه ى خاورى مدیترانه بود اما دو حادثه ، در قرن 15 م . ضربه مهلكى بر این برترى وارد آورد. نخستین حادثه ، تصرف قسطنطنیه در 1435 م . توسط تركان و دومین حادثه ، كشف راه دریایى به جنوب شرق آسیا با دور زدن دماغه ى امیدنیك در 1487 م . توسط پرتقالى ها با هند - از طریق دماغه ى امید - جلوگیرى كنند، اما تلاششان به شكست انجامیده بود. برقرارى سلطه ى پرتغالى ها در خلیج فارس و اقیانوس هند، الگوى سنتى تجارت در منطقه را تغییر داد. قرن ها قبل از آمدن پرتغالى ها خلیج فارس ، یكى از شاهراه هاى بزرگ تجارت شرق و غرب بود، محصولات چین ، مجمع الجزایر مالایا و هند، بسمت غرب مى رفت و كالاهاى ایران ، ممالك عرب و اروپا به سمت شرق ، دولت ها و شهرهاى تجارى ، كه همه بدون استثنا، در خلیج فارس واقع بودند، به وجود آمده و از میان رفته بودند (329).
طبعا پرتغالى ها (330) صرفا به عنوان تاجر حضور نداشتند، بلكه همچون فاتحان وارد شده و هدف آنان برقرارى حاكمیت پرتغال ، بر تمامى آسیا بود حاكمیت پرتغال ، نه تنها ناقوس مرگ ونیز را به عنوان ملتى تاجرپیشه به صدا درآورد بلكه بر رونق اقتصادى كشورهاى مسلمان سواحل خلیج فارس نیز، تاثیر بسیارى نهاد.
بازرگانان این كشورها، با فرستادن كالاهایى كه از اروپا مى آمد به نقاط شرقى تر و خرید اجناسى كه سرانجام در اروپا به فروش مى رسید. در مراكز داد و ستدى چون سبلان ، كالیكوت (331)، ساحل مالایا، و كالایا، در ساحل غربى مالایا، اشتغال داشتند.
دولت صفویه ، یكى از دولت هایى بود كه به واسطه ى استیلاى پرتغالى ها بر تجارت ساحلى ، ضربه خورد با بیرون راندن پرتغالى ها از بحرین توسط شاه عباس ، در سال 1602 م . و جایگزین نفوذ انگلیسى ها در تجارت منطقه و در پى آن ، تاسیس كمپانى هند شرقى انگلیس ، در 1600 م . شاه عباس ، فرمانى به مدیر عامل كمپانى هند شرقى انگلیس ، داد كه طى آن ، امتیازات تجارى مختلفى به ماموران كمانى واگذار مى كرد و به آنان اختیار مى داد تا كارگاه هایى در ایران تاسیس كند به دنبال این امتیازات كارگاه هاى فراوانى در جاسك ، شیراز، اصفهان دایر گردید (332).
در پى آنان هلندى ها و فرانسوى ها، به عنوان استعمارگر وارد این سرزمین شدند.
مواد قراردادهاى تجارى ، از سوى ماموران این قدرت هاى اروپایى به شاهان صفوى ، تحمیل نمى شد بلكه ، آزادانه مورد مذاكره قرار مى گرفت كه نتیجه ى آن ، شراكت دولت صفوى ، در سود حاصله از این تجارت بود. كمپانى هند شرقى انگلیس ، به منظور دستیابى به قراردادهاى تجارى سودمندتر، كوشید به شاه عباس اول (333) فشار آورد اما تسخیر بغداد در 1623 م . توسط وى ، عاملین كمپانى را از هرگونه اهرم فشارى كه در نتیجه تشویش شده ، از عثمانیان مى توانستند بكار گیرند، محروم ساخت ، با سقوط هرمز، از آن جا كه در آن زمان ، كمپانى هند شرقى انگلیس ، در خلیج فارس تفوق داشت ، به سود او بود تا بكوشد تجارت بین المللى صفویه را از مسیرهاى سنتى منحرف نموده و آن را به راه دریایى خلیج فارس ، منتقل سازد و از این طریق ، وابستگى شاه را به كمپانى افزایش دهد. لیكن این كمپانى فقط حدود یك سال دست بالا را در معامله داشت و در ژوئن 1623 م . اولین هیات تجارى هلند، به خلیج فارس رسید.
شاه عباس ، در جهت توسعه بازرگانى و تمایل او به اجتناب از وابستگى بى جهت كمپانى هند شرقى اروپایى بود، بنابراین ، از طریق راه هاى سنتى ، بازرگانى ایران به تحرك افتاد. یعنى مسیرى كه سرزمین عثمانى را دور مى زد، از گیلان و از طریق دریاى خزر به هشترخان و سپس در مسیر ولگا جلو مى رفت .
مسیر دیگرى وجود داشت كه شمال اسكاندیناوى را از طریق دریا دور زده و به بنادر دریاى سفید مى آمد و از آن جا از طریق روسیه مسیر را ادامه مى داد. این مسیر كه اولین بار توسط بازرگانان كمپانى مسكوى روسیه گشوده شده بود، از 1581 م . به واسطه خطرات زیاد بین راه ، متروك ماند و مسیر گیلان ، هشترخان و جنوب روسیه هنگامى كه عثمانیان و صفویان در جنگ بسر مى بردند - كه اغلب هم چنین بود - اهمیت فوق العاده اى پیدا مى كرد. تجارت بین المللى كه در این مسیر به عمل مى آمد، پارچه هاى زربفت تافته ، چرم دباغى نشده ، چرم مراكشى ، مخمل و بالاتر از همه ابریشم ، از طریق گیلان به مسكو و از آن جا به لهستان و معمولا اروپا صادر مى شد.
در قرن شانزدهم و هفدهم میلادى ، ایران در تجارت ابریشم مقام شایانى داشت (334).
در این دوره كالاى عمده تجارتى ایران ، ابریشم بود. این محصول از ایالت گرجستان ، خراسان ، كرمان ، مازندران و به ویژه گیلان به دست مى آمد. ایران سالیانه بیست و دو هزار عدل ، محصول ابریشم داشت و هر عدل ، به دویست و هفتاد و شش لیور (335) بود. گیلان ده هزار، مازندران دو هزار، آذربایجان و خراسان هر یكى سه هزار، این رقم باز در حال صعود بود چون كشت و كار مدام در افزایش بوده است .
تجارت ابریشم را باید یكى از موفقیت هاى بزرگ شاه عباس ، در زمینه برنامه ریزى اقتصادى محسوب نمود و در واقع ، این تجارت بزرگ ترین منبع درآمد پولى نقد، براى خزانه سلطنتى بود البته تجارت ابریشم را بازرگانان ارمنى در دست داشتند (336). این بازرگانان نه تنها تجارت شاه را اداره مى كردند، بلكه با بازرگانان اروپایى از جمله كمپانى هاى مختلف هند شرقى هم رقابت مى كردند با به سلطنت رسیدن شاه صفى - 1629 م . كنترل شاه بر تجارت از میان رفت وى با دریافت رشوه از جامعه ارامنه ، به هر كس ‍ پروانه خرید ابریشم مى داد. بار دیگر كمپانى هند شرقى هلند بر انگلیسى ها غلبه كرد و با تجارت دو طرفه - هم با شاه و هم با تجار محلى ، از جمله ارامنه - كه مشغول تقویت روابط خود با ایتالیا و توسعه شبكه بازرگانى شان به فرانسه ، انگلیس ، هلند و روسیه بود، موفق شد از این فرصت جدید استفاده كنند، در زمان شاه صفى ، با دریافت عوارض گمركى سنگین بر ابریشمى كه از بازار آزاد خریدارى مى شد، سعى نمودند عایدات از دست رفته ى دولت را كه نتیجه این وضع بود جبران كنند. هم چنین به قول تاورنیه : عبور و مرور گوسفندان از نواحى تبریز و همدان به بازارهاى استانبول و اوزنه ، به میزان وسیعى وجود داشت .
علاوه بر آن ، كارگاه هاى كاشى سازى ، منبت كارى ، نقاشى ، مینیاتور، پارچه بافى و ابریشم بافى به سرعت رشد نمود. هم چنین توپ ریزى ، كه از زمان شاه عباس ، ایران داراى لشكرى با تشكیلات مجهز به اسلحه گرم و توپ گردیده بود لذا، توپ هاى جنگى در كارگاه هاى عظیمى ساخته مى شدند. البته دلیل رشد بازرگانى در این دوره ، امنیت راه ها، ساختن جاده ها و ایجاد كاروانسراها و آب انبارهاى بین راه بود، كه موجب تسهیل در امر تجارت و بازرگانى مى شد.




نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


.

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic