دانستنی ها
وبلاگی برای تمامی سنین
درباره وبلاگ


با سلام خدمت عزیزانی که این وبلاگ را مورد بازدید قرار دادند. لازم به ذکر است که تمامی مطالب این وبلاگ متعلق به تیم دانستنیها است و استفاده از آن به شرط ذکر منبع مانعی ندارد. با تشکر!!!
مدیر وبلاگ:
احسان آخرت دوست

مدیر وبلاگ : آتنا آخرت دوست
نظرسنجی
بزرگترین دانشمند ایرانی از نظر شما؟










شنبه 4 شهریور 1391 :: نویسنده : آتنا آخرت دوست
پیروزى كوروش كبیر به كرزوس سبب ورود ایران به آسیاى صغیر و هم مرز شدن ایرانیان با «دولت شهر»هاى یونان شد. یونانیان از همان ابتدا از ورود این میهمان ناخوانده ناخشنود بودند. چرا كه لیدیه قدرتى متوسط و غیرخطرناك بود، حال آنكه امپراتورى ایران یك امپراتورى جوان بانفوس و قدرت رزم بسیار زیاد بود. كوچ نشینان یونانى سرانجام در ۴۹۹ ق.م علیه پارس ها شوریدند و در این كار خود از یونانیان اروپا نیز كمك خواستند. اسپارت ها از كمك به یونانیان مهاجر خوددارى كردند، اما آتن ۲۵ كشتى نیرو به كمك آنها فرستاد. (تاریخ جهانى، تألیف ش. دولاندلن - جلد اول ص ۱۱۱ )
یونانیان به كمك مردم «ایونى»، شهرهاى منطقه را گرفتند و در همان سال سارد را آتش زدند. براى داریوش بزرگ كه در آن زمان بزرگترین امپراتورى تاریخ را در اختیار داشت و ماوراءالنهر، شمال شرق آفریقا، مدیترانه شرقى، آسیاى صغیر، منطقه حاصلخیز هلال خضیب و بین النهرین را در اختیار داشت، اقدام یونانى ها بسیار گستاخانه جلوه كرد و با نیروهاى مستقر در منطقه، یونانیان را به عقب راند و ظرف
۴ سال كل منطقه را مطیع خود كرد و شهرهاى ایونى را به آتش كشید. در ۴۹۲ ق.م در منطقه آسیاى صغیر دیگر دشمنى براى عرض اندام نمانده بود. اما داریوش هنوز راحت نبود.
یونانى ها از نظر جنگى مردمى ورزیده بودند و سال ها مزدورى، از آنها سربازان حرفه اى و قدرتمند ساخته بود. داریوش مى دانست در نبردهاى اخیر تنها با آتن طرف بوده، حال آنكه قدرت اصلى در اختیار اسپارت بوده است. شاید بتوان مردان جنگى اسپارت را حرفه اى ترین رزم آوران تاریخ قدیم دانست. بنابراین اگر داریوش مى خواست مانند سلف بزرگ خود كوروش خیال خود را از جانب غرب راحت كند، باید آتن و اسپارت را از بین مى برد.

نخستین جنگ مدى
در ۴۹۲ ق.م نیروى دریایى ایران به فرماندهى داماد داریوش به سمت یونان حركت كرد، اما گرفتار توفان شدیدى شد و بسیارى از كشتى هاى ایران غرق شدند. داریوش كه نقشه خود را شكست خورده دید، سفرایى را به آتن و اسپارت فرستاد، اما یونانیان آنها را كشتند.( تاریخ جهانى، تألیف ش. دولاندلن - جلد اول ص ۱۱۲(
اكنون به نظر مى رسید جنگ اجتناب ناپذیر است.
در ۴۹۰ ق.م نیروهاى ایران با ۶۰۰ كشتى كه اغلب متعلق به فینیقیان بود به همراه ۱۰۰ هزار سرباز راه یونان را در اروپا در پیش گرفتند (البته رقم ۱۰۰ هزار سرباز ممكن است اغراق آمیز به نظر برسد.) فرماندهى ایرانیان با «آرتافرن» و فرماندهى آتنى ها با «اریستید» و «همیتوكل» بود.ایرانى ها در جلگه ماراتن پیاده شدند و پس از ۹ روز، درگیر نبرد با یونانیان شدند و على رغم درهم كوبیدن مركز و قلب یونانیان به دلیل شكست از جناحین، مجبور به عقب نشینى به كشتى ها شدند.
روایت سرپرسر سایكین نیز از نبردهاى اول ایران و یونان چنین است:
«
فرماندهان سپاه ایران عوض آنكه (پس از پیروزى هاى اولیه در خاك یونان) آتن را منظور نظر اصلى قرار دهند، اوقات خود را صرف امور جزئى رساندند و دشمن اصلى را غضبناك و متحد ساختند.» در ۴۹۰ ق.م سپاه ایران در ماراتن در ۲۰ مایلى شمال شرقى آتن متحد شد و با رایزنى یك یونانى به نام هیپ پیاس براى مبارزه با یونانیان آماده شدند. ابتدا قرار بود ارگ قلعه به دست طرفداران هیپ پیاس بیفتد، اما طرفداران وى نتوانستند ارگ را بگیرند و چند روز بعد جناحین دو سپاه به یكدیگر یورش برده و ۴۰ هزار ایرانى و ۱۰ هزار یونانى در هم آویختند. یونانیان به سرعت دریافتند كه مى توان با استفاده از نیروى تجربه و وطن پرستى ایرانیان را در ماراتن شكست داد.
«
حمله در زیر دره و دانا با كمال سرعت وقوع یافت و فاصله بین دو اردو كه درست یك میل بود، ظرف ۸ دقیقه پیموده شد (البته این ادعا محل تردید است، چرا كه پیاده نظام سنگین اسلحه یونان نمى توانست با این سرعت حركت كند)، ایرانیان از اینكه جماعتى از یونانیان بدون تقویت سواران به آنها حمله كرده اند، تعجب كردند و این واقعه را ضعیف شمردند، لیكن قبل از آنكه به خود آیند، یونانیان به ایشان رسیده بودند. پارسیان و طایفه سكاها كه در قلب (سپاه) بودند، خوب مقاومت و بعد غلبه كردند، اما آتنى ها در جناحین غالب شدند و سپس از آن به قلب روى آوردند.» (  تاریخ ایران - سرپرسى سایكس - جلد اول - ص ۲۵۶)
پیرنیا نیز در كتاب تاریخ ایران باستان خود مى گوید: «یونانیها كه مى دانستند ایرانیان تیراندازان ماهرى هستند و اگر از دور جنگ كنند، طاقت تیر آنها را ندارند، خود را بى پروا به سپاه ایران زدند و جنگ تن به تن را آغاز كردند. سپاه آتنى سنگین اسلحه بود، یعنى اسلحه دفاعى (جوشن، خود و نیزه بلند) داشت، در صورتى كه سپاه ایران فاقد تجهیزات بود و سپرهایشان نیز استحكام سپر یونانیان را نداشت
در هر حال نتیجه جنگ عقب نشینى موقت از خاك یونان بود. اگرچه داریوش این شكست را مهم نشمرد و بلافاصله در كار تدارك سپاه بسیار بزرگى شد.

جنگهاى دوم مدى
داریوش براى فتح یونان نیازمند سپاهى سنگین اسلحه بود و اكنون تاریخ، دوباره تكرار شده بود. همانگونه كه هوخشتر پادشاه ماد در دو قرن قبل پى برد نابود كردن سپاههاى منظم و حرفه اى آشور تنها با سپاهیان آموزش دیده مشابه آن امكانپذیر است. جمع آورى سپاه جدید ۳ سال به طول انجامید، در همین زمان داریوش فوت كرد. (۴۸۵ ق. م)
به این ترتیب خشایارشا وارث ارتشى بزرگ و آماده شد. او پس از خواباندن شورش مصر آماده هجوم به یونان شد. از گزافه گویى یونانیها كه بگذریم (برخى مورخان قدیم، سپاه وى را ۸۰۰ هزار تا ۵ میلیون نفر! تخمین زده اند، حال آنكه گویى از جمعیت دنیاى قدیم بى اطلاع بوده اند) باید اذعان داشت سپاه جمع آورى شده توسط خشایارشا تا آن تاریخ نظیر نداشته است. اكنون نبرد دوم ایران و یونان در راه بود.
توضیحاتى درباره جنگ ماراتن
یونانیان جنگ ماراتن را نقطه عطفى در تاریخ خود مى دانند. تمدن غرب نیز براى این نبرد ارزشى بیش از اندازه قائل است تا جایى كه معروف ترین ورزش المپیك با نام دوى ماراتن مبدل به سمبل مسابقات جهانى المپیك شده است.
اما اطلاعات ما از این نبرد تا چه اندازه با واقعیات مطابق است؟
چند ماه قبل در روزنامه ایران مقاله اى از یك فرمانده ستاد ارتش به چاپ رسید كه نشان مى داد روایت مورخان از این نبرد چندان مورد تأیید نیست. این كارشناس نظامى از قول مورخان آلمانى نقل كرده است تركیب نیروهاى یونانى به ویژه آن كه سنگین اسلحه بوده اند، به آنها اجازه نمى داد در دشت كم عرض ماراتن به ایرانیان حمله برند. وى از هانس ولبروك مورخ آلمانى نقل مى كند كه نوشته هاى یك افسر ستاد ارتش آلمان را خوانده كه به هنگام بررسى دشت مارتن تأكید كرده است «در این دشت حتى یك تیپ (حدود ۵ تا ۸ هزار سرباز) نمى تواند به تمرین بپردازد چه برسد به آنكه شاهد نبرد دهها هزار سرباز باشد
این تحقیق كوچك همچنین از قول تاریخ نویس دیگرى آورده است: «فرمانده سپاه ایران متوجه شد میدان عمل و باریك بودن عرض میدان مانع از كاربرد سواره نظام مى شود، بنابراین دستور عقب نشینى به سربازان خود (و بازگشت به كشتى) را مى دهد كه هرودوت صدور فرمان عقب نشینى را به منزله شكست سپاهیان ایرانى تلقى مى كند. در یك كلام مى توان گفت، روایات جنگهاى ایران و یونان به دلیل یكجانبه گرایى مورخان یونان (آن هم با ارائه ارقام حیرت آور از تلفات نیروهاى درگیر) چندان مورد استناد نیست.
ناپلئون نیز در یادداشتهاى سالهاى آخر عمر خود در جزیره سنت هلن مى گوید: «درباره جزئیات پیروزى پرهیاهوى یونانیان نباید فراموش كرد كه اینها گفته هاى یونانیان است و آنان مردم لافزن و گزافه گو بوده اند و هیچ تاریخ ایرانى اى تاكنون نوشته نشده كه از روى آن بتوانیم پس از استماع سخنان دو طرف به یك داورى صحیح برسیم
گفته ناپلئون بسیار تأمل برانگیز است، چرا كه وى به عنوان یك نابغه نظامى با شك و تردید به جنگهاى ایران باستان و یونان مى نگرد و در جاى دیگر نیز آنها را غیر قابل باور مى داند.

نبرد پلاته
در ۴۸۰ ق. م سپاهیان ایرانى به فرمان خشایارشاه از سارد حركت كرده و پس ازعبور از هلسپونت، تراس و مقدونیه به حوالى تسالى رسید. نیروى دریایى ایران نیز علاوه بر جابه جایى نیروهاى ایرانى دركنار آنها حركت مى كرد.
دراین زمان یونان از چند دستگى رنج مى برد. این چنددستگى اگرچه به زیان مدافعان بود اما براى مهاجمان نیز توفیقى نداشت. چرا كه یونانیان بى نهایت متلون المزاج بوده و هرآینه به سمت یك سردار، روى خوش نشان مى دادند. درنهایت اكنون كه آتن در خطر بود، یونانیان موقتاً دشمنى را كنار گذاشتند و سعى بر ممانعت از ورود ایران به یونان مركزى گرفتند. سپاه ده هزار نفرى یونانیان در تنگه ترموپیل موضع گرفته و سعى كردند مانع ورود ایرانیان به خاك اصلى یونان شوند اما برترى مطلق نیروهاى ایران سبب شكست یونانیان و مرگ لئونیداس شاه اسپارت شد.
عبور سپاه ایران سبب شد آتن بلادفاع در برابر شاه ایران قرارگیرد و در نتیجه آتنى ها شهر را ترك كرده و به اطراف عقب نشستند. آنگونه كه منابع غربى و یونانى ذكر مى كنند، ایرانیان آتن را ویران مى كنند (البته این اقدام به تلافى به آتش كشیده شدن سارد بوده است.) اما نبرد هنوز تمام نشده بود. یونانیان در دریا با استفاده از نبوغ كل فرمانده یونانى، درتنگه اى میان ساحل و جزیره سالامیس به نبرد با نیروى دریایى ایران پرداختند.
تنگى جا سبب شد ایران نتواند از برترى عددى خود استفاده كند و درنتیجه سالامین (یا سالامیس) محلى براى صدمه جدى نیروى دریایى ایران شد.
خشایار شا كه در آن زمان وسیع ترین امپراتورى تاریخ را دراختیار داشت، حاضرنبود براى فتح یونان بیش از این زمان صرف كند. ازطرفى نیز اخبارى كه به او مى رسید حكایت از اوضاع درهم ریخته یونان داشت. آتن تسخیر شده بود اما تراس، مقدونیه، اسپارت تسالى، تب، پلوپونزى و قبایل دیگر یونانى كاملاً مطیع نشده بودند و براى شاهنشاه ایرانى مقدور نبود بابت ایالات كوچك یونانى كرانه هاى شرقى، جنوبى و مركزى امپراتورى را چندسال بدون نظارت رهاكند.
خروج شاه ایران از منطقه سبب شد یونانیان قوت قلب یابند. در بهار ۴۷۹ قبل ازمیلاد، پلوپونزى ها و اسپارتى به كمك آنیما آمده و در دشت پلاته نیرویى را جمع كنند كه به گفته مورخان غربى ازجمله رولاندلن تا آن زمان سابقه نداشت.
سپاه ۱۰۰هزارنفرى متحدشده یونان در جلگه پلاته به نیروهاى پارسى به فرماندهى مرادنیوس حمله ور شدند و على رغم تحمل ضربات سنگین از كمانداران ایرانى درنهایت به دلیل برترى تجهیزات قلب سپاه ایران را درهم شكستند.





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


.

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic