دانستنی ها
وبلاگی برای تمامی سنین
درباره وبلاگ


با سلام خدمت عزیزانی که این وبلاگ را مورد بازدید قرار دادند. لازم به ذکر است که تمامی مطالب این وبلاگ متعلق به تیم دانستنیها است و استفاده از آن به شرط ذکر منبع مانعی ندارد. با تشکر!!!
مدیر وبلاگ:
احسان آخرت دوست

مدیر وبلاگ : آتنا آخرت دوست
نظرسنجی
بزرگترین دانشمند ایرانی از نظر شما؟










چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : آتنا آخرت دوست
استفن هاوکینگ را خیلی از مردم عادی میشناسند ولی اگر از آنها بخواهی که قدری درباره اهمیت او چیزی بگویند، شاید اکثر مردم به مواردی اشاره کنند که اتفاقا هاوکینگ در آن زمینه ها متخصص نیست و البته نظراتش هم وارد نیست. او در چند سال اخیر اظهار نظر های جالبی کرده است که مشهور ترین شان گفت و گوی تلویزیونی او با شبکه دیسکاور بود. این اظهار نظر های جنجالی معمولا از حیطه علم خارج هستند و یک (علم پیشه) در برابر این حوزه ها مانند یک فرد عادی محسوب می شود. اما هاوکینگ در دنیای علم یک(ستاره) رسانه ای است. بنا بر این گفته های او همیشه مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد.

استفن هاوکینگ را خیلی از مردم عادی میشناسند ولی اگر از آنها بخواهی که قدری درباره اهمیت او چیزی بگویند، شاید اکثر مردم به مواردی اشاره کنند که اتفاقا هاوکینگ در آن زمینه ها متخصص نیست و البته نظراتش هم وارد نیست. او در چند سال اخیر اظهار نظر های جالبی کرده است که مشهور ترین شان گفت و گوی تلویزیونی او با شبکه دیسکاور بود. این اظهار نظر های جنجالی معمولا از حیطه علم خارج هستند و یک (علم پیشه) در برابر این حوزه ها مانند یک فرد عادی محسوب می شود. اما هاوکینگ در دنیای علم یک(ستاره) رسانه ای است. بنا بر این گفته های او همیشه مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد. البته هاوکینگ خودش هم از این توجه رسانه ای استقبال می کند و بخش زیادی از فروش میلیونی کتاب هایش هم ناشی از همین توجه رسانه ای است که درآمد قابل توجهی برای او داشته و البته درآمدی که بخش زیادی از آن صرف هزینه های پرستاری از هاوکینگ می شود. به هر حال مهم ترین آلمان سوپر استار شدن هاوکینگ هم فیزیک بدنی او و شرایط خاص اوست. از روزی که پزشکان به او گفتند که« دو سال دیگر بیشتر زنده نیست»  تا امروز نزدیک نیم قرن می گذرد اما او با وجود اینکه تنها توان حرکت جزئی در ناحیه ی چشم را دارد و از هر نوع حرکت دیگری عاجز است، درباره ی عمیق ترین مسائل روز فیزیک نظری پژوهش می کند و در عین حال ترویج علم را هم فراموش نمی کند. هاوکینگ به تنهایی یا با کمک دیگران و به خصوص دخترش چندین کتاب عامه پسند علمی نوشته که مهم ترینش « تاریخچه ی زمان» است. اما کتاب مهم و اخیر هاوکینگ «طرح بزرگ» آخرین نوشته ی عمومی- علمی او است که چند وقتی است که به فارسی ترجمه شده است.

 

هاوکینگ یکی از مهم ترین دانشمندان جهان و بی تردید مشهورترینشان است. او فردی است که از مرز های شهرت فراتر رفته و به یک نماد فرهنگی تبدیل شده است. از زمان اینشتین به بعد در مورد هیچ دانشمندی این قدر صحبت نشده است. حضور در برنامه های تلویزیونی مانند« پیشتازان فضا » و«سیمپسون ها » نیز بر راز گونگی او افزوده است.

یکی از مهم ترین دلایلی که باعث شده است افراد زیادی به او علاقه مند شوند، ناتوانی جسمی اش است. او یک بیماری بسیار کمیاب به نام«اسکلروز آمفیوتر یک جانبی»(ALS) دارد. این بیماری نوعی ناتوانی «اعصاب حرکتی» است. هاوکینگ نمی تواند سخن بگوید یا هیچ یک از اعضای بدنش را حرکت دهد. او همیشه دون یک صندلی چرخ دار می نشیند و فقط با استفاده از صدایی که کامپیوتر تولید می کند می تواند با دیگران حرف بزند. اما با این حال، او تجسم یک ذهن شاخص است که با وجود ناتوانی های جسمی و بدنی، به تامل و تفکر درباره ماهیت فضا و زمان می پردازد.

البته هاوکینگ همیشه هم این طور ناتوان نبود. او هم زمانی می توانست مانند ما بدون کمک دیگران راه برود و صحبت کند. اما زمانی که صورت بندی نظرات تازه و بدیع خود درباره جهان را آغاز کرد، نشانه هایش بیماری بی درمان نیز پدیدار شد. همین دوره از زندگی او است که توجه بسیاری از رسانه ها را جلب کرده است. مثلا شبکه دوم تلویزیون بی بی سی برنامه ای نمایشی از این دوره تهیه کرده است. این برنامه که «هاوکینگ» نام دارد، فیلمی است که به بررسی رویداد های زمانه ای غیر معمول در کیهان شناسی می پردازد؛ در حالی که ذهن درخشان هاوکینگ از اسرار فضا- زمان پرده بر می داشت، دو آمریکایی اولین نشانه های فیزیکی را یافتند که نشان می داد جهان به راستی با یک انفجار بزرگ آغاز شده است. «فیلیپ مارتین» کارگردان این فیلم می گوید: سال های 1962 تا 1965 دوره ای خاص است. در این دوره بود که هاوکینگ در نظریه ما را از ابتدای جهان دگرگون کرد. در همین حال نیز «پنزیاس» و «ویلسون» نوعی شواهد فسیلی کشف کردند. این شاهد فسیلی تابش ریز موج پس زمینه ی کیهانی بود. این دوران در تاریخ بسیار خاصی است.

سال 1963، هاوکینگ که تازه دانشجوی دکترای دانشگاه کمبریج شده بود، دنبال یک موضوع پژوهشی مناسب می گشت. او برای اینکه بتواند در جمع دانشمندان عرض اندام کند و سری در میان سر ها در بیاورد، داشتن یک کارنامه ی پژوهشی چشمگیر بسیار ضروری بود. او ابتدا همه ی تلاش خود صرف یافتن یک موضوع پژوهشی جالب کرد. هاوکینگ پیش از آن هم توانایی ها و شایستگی های خود را اثبات کرده بود. از جمله اینکه با «فرد هویل» اخترشناس برجسته از در خصومت و دشمنی در آمد و یکبار در یک سخنرانی عمومی، پنبه ی نظریات هویل را زد و او را سنگ روی یخ کرد. اما برای اینکه که کسی دانشمند بزرگی شود، ضایع کردن دیگران کافی نیست. هاوکینگ به این ایده ناب و دسته اول احتیاج داشت و بررسی پژوهش های یک ریاضی دان جوان به نام «راجر پن روز» الهام بخش او شد. پن روز نظریه ی نسبیت عام انیشتین را در وضعیت حدی آن را به کار برد تا نشان دهد ستارگان می توانند کاملا رمبش کنند (آوار شوند) و سیاهچاله ای را پدید آورند که در مرکزش یک تکینگی (نقطه ای با چگالی بی نهایت) دارد. این فکر در آن مرحله کاملا نظری بود و پشتوانه ی تجربی نداشت. بیشتر اختر شناسان قبول نداشتند که چیزی به نام سیاهچاله وجود دارد. جالب اینکه خود اصطلاح سیاهچاله نیز بعد ها و در سال 1968 وضع شد. آن زمان هیچ شاهدی نبود که وجودشان را اثبات کند؛ اما بر عکس شواهد بسیاری وجود داشت که نشان می داد ستارگان منفجر می شوند و ابر نو اختر ها را پدید می آورند یا رمبش می کنند و کوتوله های سفید را به وجود می آورند که اجسامی ابر چگالی هستند. آن موقع به نظر می رسید تکینگی در سیاهچاله موضوع نا مربوطی باشد.

هاوکینگ ایده ی پن روز را در زهنش پروراند. چه می شد اگر زمان بر عکس می شد و از وضعیت تکینگی آغاز می کرد و منبسط می شد؟ چه می شد اگر فرض کنیم نه وقت سیاهچاله ها بلکه کل جهان حدود 15 میلیارد سال پیش و با یک انفجار آغاز شده است؛ یعنی پدیده ی «انفجار بزرگ» جهان را آغاز کرده است؟ این همان موضوعی بود که هاوکینگ هنگام تالیف رساله ی دکترای خود در سال 1965 درباره ی آن پژوهش می کرد. مارتین می گوید؛ هاوکینگ و پن روز با این نظرات خود که با وضوح غامض و دشوار بود، به جنگ نظرات رایج زمانه ی خود رفتند. در آن هنگام بسیاری گمان می بردند که نسبیت باید نادرست باشد. آنان از تصور این فکر که ممکن است فضا و زمان آغازی داشته باشد و در سیاهچاله به پایان برسد، پریشان خاطر بودند. به همین دلیل است که به این دو نفر در جمع دانشمندان اینقدر با نفوذند.

هاوکینگ مجبور بود به موازات مقابله با دیگر دانشمندان با بیماری پیشرونده خود هم مبارزه کند. او در مراحل اولیه ی بیماری نمی توانست بند کفشش را به راحتی ببندد. چند بار هم هنگام راه رفتن زمین خورد. کم کم حرف هایش هم نامفهوم شد. سال 1963 که آزمایش های تشخیص پزشکی را انجام داد، معلوم شد به بیماری «ای ال اس» دچار است. پزشکان به او گفتند فقط دو سال دیگر زنده نمی مانی. بیماری کم کم سلول های عصبی مغز و نخاع تنظیم کننده ی فعالیت ماهیچه را نابود کرد که خواهی نخواهی باعث فلج کامل فرد مبتلا می شود. تا 1966 بیماری بسیار پیشرفت کرد؛ طوری که 15 دقیقه طول می کشید تا هاوکینگ از پله ها بالا برود. بدیهی است پشتیبانی و حمایت های همسرش جین بسیار ارزشمند بود. هرچند که آینده تا حدود زیادی تیره و تار به نظر می رسید، این زوج در سال 1965 با هم ازدواج کرده بودند. آشکار بود که فشار و مشکلات زندگی که بر دوش جین بود، با گذشت زمان بیشتر شد. اما هاوکینگ سیار با اراده بود؛ چرا که هم خانواده داشت و هم یک شغل مناسب. اولین فرزندش به نام رابرت در سال 1967 به دنیا آمد و بعد ها نیز صاحب دو فرزند دیگر شد.

درحالی که بیماری «ای ال اس» پیشرفت می کرد و بدن هاوکینگ را از کار می انداخت، ذهنش هم اوج می گرفت. خودش هم در کتاب «تاریخچه ی زمان» در این باره می گوید: (در یکی از عصر های سال 1970، همان طور که به رخت خواب می رفتم در باره سیاه چاله ها فکر می کردم. ناتوانی جسمی من باعث شده بود که رفتن به بستر فرآیندی کند و طولانی شود؛ بنابراین من می توانستم در فرصت زیادی که دارم، فکر کنم.) همین فکر کردن های طولانی بود که باعث شد او به کشف مهمش نایل شود، در آن هنگام دانشمندان گمان می کردند سیاهچاله ها هیچ گاه نمی تواند کوچکتر شوند و اگر سیاهچاله ای جسمی را بمکد یا ببلعد ظاهرا فقط بزرگتر می شود؛ اما فیزیکدانی به نام «جاکوب بکنشتاین» گفت: سیاهچاله ها هم مثل هر چیز دیگری از قوانین ترمودینامیک پیروی می کنند. این گفته به این معنا است که سیاهچاله ها باید دمایی داشته باشند. یعنی سیاهچاله ها باید از خود انرژی تابش کنند. هاوکینگ ابتدا چنین دعایی را نپذیرفت. اما وقتی پای برخی آثار کوانتومی به میان آمد، نظرش تغییر کرد. این آثار کوانتومی می گوید: افت و خیز های خلاء باعث می شود زوج ذره هایی در مدتی بسیار کوتاه پدید آید. اگر سیاهچاله یکی از این ذره ها را بمکد، به نظر می رسد که سیاهچاله ذره دیگری را گسیل کرده است. دمای سیاهچاله با جرم آن رابطه ی عکس دارد؛ بنابراین هر گاه از جرمش کم شود، داغ تر می شود. اگر این افزایش دما را به مقدار حدی برسانیم، به این نتیجه ی ناخوشایند می رسیم که سیاهچاله ها در نهایت منفجر می شوند. این فکر ابتدا با مخالفت برخی روبه رو شد؛ اما خیلی زود مشخص شد که هاوکینگ با عرضه ی چنین نظراتی، زمینه ی پژوهشی خود را از بیخ و بن متحول کرده است. به خاطر این دستاورد و دیگر پژوهش های هاوکینگ در کیهان شناسی، تحسین های فراوانی نثار او شد. سال 1974 که این تحسین ها به اوج خود رسید، به عضویت انجمن سلطنتی علوم درآمد. عضویت در این انجمن برترین افتخاری است که در مجامع علمی انگلیس می توان به کسی اعطا کرد و این افتخار زمانی نصیب هاوکینگ شد که فقط 32 سال داشت.

تاریخچه ی هاوکینگ

در سال 1942 استفن ویلیام هاوکینگ در هشتم ژانویه و 300 سال پس از درگذشت گالیله ی فیزیکدان و اخترشناس بزرگ در آکسفورد به دنیا آمد. در سال 1959 هاوکینگ پا جای پای پدر می گذارد به یونیورسیتی کالج آکسفورد می رود. او در آنجا در رشته علوم طبیعی تحصیل می کند و با درجه ی ممتاز فارغ التحصیل می شود. در سال 1962 تحصیلات تکمیلی او از زمانی آغاز می شود که دوره ی دکترای کیهان شناسی را در کمبریج آغاز می کند. او در سال 1965 عضو پژوهشی کایوس کالج می شود و سپس به دپارتمان راضیات کاربردی و فیزیک نظری می رود در سال 1965 هاوکینگ جولای این سال با «جین وایلد» ازدواج می کند. این دو ژانویه ی 1963 و پس از تشخیص بیماری هاوکینگ، در یک میهمانی در سنت آلبانز با هم آشنا شده بودند. جین آن موقع دانش آموز پیش دانشگاهی بود. در سال 1967 هاوکینگ از اینکه خانواده ای دارد بسیار خرسند است. اولین فرزند این زوج به نام رابرت در همین سال به دنیا آمد. فرزند بعدی که دختری به نام لوسی بود، نوامبر 1970 و فرزند سومشان به نام تیموتی در 1979 متولد شد. در 1974 هاوکینگ نظرات بنیادی خود در مورد انفجار سیاهچاله ها را عرضه می کند. در سال 1979 او عنوان استاد کرسی لوکاسی ریاضیات در کمبریج را به دست آورد پیش از او افرادی مثل نیوتن و دیراک چنین سمتی داشتند. هاوکینگ در آن هنگام 37 ساله بود. در سال 1985 هاوکینگ به سینه پهلو دچار می شود و پزشکان تشخیص می دهند برای نجات جانش باید عمل نای شکافی را انجام دهند. او پس از عمل از یک دستگاه ترکیب کننده ی صوتی استفاده می کند. او کلمات را با اشاره ی انگشت انتخاب کرده و این دستگاه کلمات را بیان کرده. در سال 1985 انتشارات بنتام اولین کتاب عمومی هاوکینگ را با نام تاریخچه ی زمان را منتشر می کند.

بیش از 10 میلیون نسخه از این کتاب در کشور های مختلف فروخته می شود. در سال 1995 هاوکینگ با پرستار قبلی خود الین میسون ازدواج می کند. او در سال 1990 از همسر اول خود جین جدا شده بود. این ازدواج نیز در سال 2006 به پایان می رسد.

تاریخچه ی زمان

با این همه، کسب افتخارات حرفه ای کیهان شناسی طبع سرکش او را راضی نمی کرد. سال 1985 هزینه های پزشکی، همه ی درآمد های دانشگاهی او را می بلعید. به همین دلیل هاوکینگ به این فکر افتاد که یک کتاب علمی همگانی بنویسد تا بتواند با درآمد حاصل از فروش کتاب، هزینه های سنگین پرستاری تمام وقت خود و خرج مدرسه ی بچه ها را بپردازد. هاوکینگ به رک گویی شهرت دارد. وقتی که بابت حق التالیف کتاب ده هزار پوند از انتشارات دانشگاه کمبریج خواست، بسیاری آن را مبلغ گزافی دانستند؛ اما او در نهایت مبلغ 250 هزار پوند از یک انتشارات آمریکایی به نام «بنتام» دریافت کرد. البته انتشارات بنتام هم بابت این اعتماد به هاوکینگ پاداش خوبی دریافت کرد و بیش از 10 میلیون نسخه از کتاب تاریخچه ی زمان او در سراسر جهان فروخته شد. از آن زمان به بعد، هاوکینگ به فردی نا آشنا تبدیل شد اما او هنوز هم کسانی را که فقط تصویر رسمی او را می شناسند، غافلگیر می کند. با اینکه هاوکینگ سال 1991 با یک خودرو تصادف کرد؛ اما هنوز هم از تند رانندگی کردن با ویلچرش در کمبریج لذت می برد. وقتی که او جین را ترک کرد و با الین میسون، پرستار سابقش در سال 1995 ازدواج کرد، چشم افراد بسیار گرد شد. سال 2003 هم که خبر رسید هاوکینگ در یک کلوپ شبانه دیده شد، روزنامه های زرد به آن دامن زدند و این خبر را حسابی در بوق و کرنا کردند. هاوکینگ در سال های اخیر فکرش را به موضوع مشکلات سفر در زمان معطوف کرده است. او در دهه 1990 نظریه ای داد که بیان می کند چرا سفر به گذشته امکان ندارد. «گمان حفاظت گاه شماری» مانع از آن می شود که کسی به گذشته برود و والدینش را بکشد که اگر این کار را بکند مانع تولد خودش می شود. این نظریه تا حدودی شبیه نظریه ی «تابش هاوکینگ» است که می گوید عمر سیاهچاله ها از پیش تعیین شده است؛ به بیان دیگر افت و خیز های خلاء مانع از آن می شود که به گذشته راه بیابیم. او در کتابش می نویسد: (قانون های فیزیک ما را از ساخت ماشین زمان منع می کند. بنابراین تاریخ نگاران می توانند مطمئن باشند که تاریخ ثابت و بدون تغییر می ماند.) از آنجایی که تا کنون کسی نتوانسته است ماشین زمان بسازد، نمی توان گفت آیا او درست می گوید یا خیر!!! اما هیچ شکی نیست که جایگاه خود هاوکینگ در تاریخ، جایگاه تضمین شده ای است.





نوع مطلب : دانشمندان بزرگ، 
برچسب ها : استیون هاوکینگ، استفن هاوکینگ، هاوکینگ، استفان هاوکینگ، زندگینامه و بیوگرافی استیون هاوکینگ، کتاب های استیون هاوکینگ،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


.

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات